دانشجویان مهندسی صنایع دانشکده ایمنی شهید بهشتی
من دلم می خواهد خانه ای داشته باشم پر دوست کنج هر دیوارش دوست هایم بنشینند آرام گل بگو گل بشنو...شرط آن داشتن یک دل بی رنگ و ریاست بر درش برگ گلی میکوبم روی آن با قلم سبز بهار مینویسم ای یار خانه ی ما اینجاست تا که سهراب نپرسد دیگر خانه ی دوست کجاست...
-فرهنگ فردا کجایی؟ -یونی. -بیا دانشگاه ما فرهنگ سخنرانی داره! -کی؟چی؟ -شاهین فرهنگ.دکتر شاهین فرهنگ. -ا. مای گاد!فردا کلاس دارم احتمال...حالا چی هست؟ -بیا خیلی خوبه...زندگی هدفمند.... و اینطوری شد که کلاسو پیچوندمو سر از دانشگاه آزاد اسلامشهر درآوردم...
به سوی من بیا تا تو را حس کنم و دنیا خواهد دید
داستان عشقی سوزان را که شعله اش در قلب من خواهد بود...
عشق را در چشمان من بنگر چهره برافروخته ام را ببین و عشق را حس کن به صدای نفس های من گوش کن و بشنو ترانه ی عشق را
با من به رویا بیا به رویای عشق بیا تا بر فراز بلندترین کوه گام نهیم بیا تا در ژرف ترین اقیانوس شنا کنیم بیا تا به دورترین ستاره پر کشیم بر عشق ما هیچ چیز نا ممکن نیست... ای یکی یکدانه سرو گلستان دلدادگی تولدت مبارک. بزرگ شدی قهرمان! تو بزرگ شدی و من کوچک دارم پا به پای شمع تولدت .... منت سر تقویمهایمان گذاشتی . زمستان را خجالت دادی.دی را سرافراز کردی و آن عدد را تا ابد شرمنده خودت کردی و بقیه سیصدو شصت و چهار روز سال را اگر کبیسه نباشد حسرت به دل یک رویداد نقرهای گذاشتی خود را چو ز نسل نور می نامیدند دوستان گرامی کلاس روش تولید١ این هفته مورخ ١٠/٢تشکیل نمیشود و به هفته ی بعد موکول شد. ضمنآ سمینارهای دانشجویی نیز هفته ی بعد ارایه میشوند. هر چه خواهد دل تنگت تو این پست بگو فرقی هم نداری که ورودی کدوم نیمسال باشی یک داستان کوتاه زیبا و منحصر به فرد فرق عشق با ازدواج برای خواندن این داستان روی ادامه مطلب کیلیک کنید. M.M عید سعید قربان و تولد سعید( قربانش ) مبارکـــــــــ اینم هدیه تولدت چون میدونم از بچگی از اینا دوست داشتی
یک روز بارانی
یک کم طولانیه اما اگه چند دقیقه وقت بگذارید و تا آخرش رو بخونید خوشحال میشم....... 


ادامه مطلب
به هنگام عاشقی گویی در دنیای شوالیه ها و پرنسس ها سر میکند, قلبا عاشق است ودر عشق پا برجاست ......
عاشقی بی قرار است و کمرو ولی پر شهامت, موسیقی بر او تاثیر فراوان دارد...
بهترین عاشق دنیاست و گفتارها و دل او پر ز رویاهای عاشقانه است...
ادامه مطلب
عزیزم هر چه سعی کردم بجای کیک تولدت رشته عشقم را از تو ببرم نشد. من هم دارم پا به پای تنها شمع تولدت تمام میشوم اما به هر حال خوش آمدی. قدم روی چشم عدد سیزده گذاشتی که تولدت رو با آن ساختی لطف کردی دستی هم بر سر ماه اول زمستان کشیدی چه اقبالی داشت فصلی که تو تحویلش گرفتی....چقدر مهربانی که گذاشتی روزهای هفته هر کدام یک سال مزه کیک تولد تو را زیر ساعتهای نازنینشان سپری کنند امسال منت سر یکشنبه گذاشتی . دوشنبه دق نکند خوب است...
من امروز به نیت گام نهادن تو به بیست و دومین بهار زندگی بیست و دو بار خدای برگ های مسافر پاییزی را سجده میکنم. بیست و دو گلدان را آب میدهم ...بیست و دو کبوتر را آزاد میکنم....بیست و دو بار آه میکشم...بیست و دو بار سر بر آسمان کرده دعایت میکنم و خوشبختیت را از خدا میخواهم و میگیرم…
عزیزم بیست و دوبار به توان بیست و دو تولدت مبارک .کسی که بیست و دو سال آینده هم همین قدر دوستت دارد بیست و دو بار با اسفند جوری که چشممان نزنند دوستت دارم....گلم بیست و دو سالگی ات مبارک ...نه اصلا خیلی ساده... تولدت مبارک
رفتند و به کوی دوست آرامیــدند
سیراب شدند زان که در اوج عطش
آن حادثـه را ، به شـوق آشامیــدند



ادامه مطلب






ادامه مطلب
| Design By : Night Skin |



