دانشجویان مهندسی صنایع دانشکده ایمنی شهید بهشتی
/center


دانشجویان مهندسی صنایع دانشکده ایمنی شهید بهشتی

من دلم می خواهد خانه ای داشته باشم پر دوست کنج هر دیوارش دوست هایم بنشینند آرام گل بگو گل بشنو...شرط آن داشتن یک دل بی رنگ و ریاست بر درش برگ گلی میکوبم روی آن با قلم سبز بهار مینویسم ای یار خانه ی ما اینجاست تا که سهراب نپرسد دیگر خانه ی دوست کجاست...

 

شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین (ع)

روی دل با کاروان کربلا دارد حسین (ع)

از حریم کعبه ی جدش باشکی شست دست

مروه پشت سر نهاد اما صفا دارد حسین (ع)

می برد در کربلا هفتاد و ذبح عظیم

بیش از اینها حرمت کوی منا دارد حسین(ع)

بسکه محملها رود منزل به منزل با شتاب

کس نمی داند عروسی یا عزا دارد حسین(ع)

بردن اهل حرم دستور بود و سر غیب

ورنه این بی حرمتی ها کی روا دارد حسین (ع)

سر بقاچ زین نهاده ،راه پیمای عراق

مینماید خود که عهدی با خدا دارد حسین (ع)

او وفای عهد را با سر کند سودا ولی

خون به دل از کوفیان بیوفا دارد حسین (ع)

دشمنانش بی امان و دوستان بی وفا

با کدامین سر کند ؟ مشکل دوتا دارد حسین (ع)

آب خود با دشمنان تشنه قسمت می کند

عزت و آزادگی بین تا کجا دارد حسین (ع)

دشمنش هم آب می بندد بر روی اهل بیت

داوری بین با چه قوم بی حیا دارد حسین (ع)

بعد از اینش پرده ها و صحنه ها اشکست و خون

دل تماشا کن چه رنگین سی نما دارد حسین (ع)

دست آخر کز همه بیگانه شد دیدم هنوز

با دم خنجر نگاهی آشنا دارد حسین (ع)

شمر گوید گوش کردم تا چه خواهد از خدا

جای نفرین هم به لب دیدم دعا دارد حسین (ع)

اشک خونین گو بیا بنشین به چشم شهریار

کاندرین گوشه عزایی بی ریا دارد حسین(ع)

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٦ آذر ۱۳۸٩ساعت ۱۱:٢٦ ‎ب.ظ توسط محمدحسین نظرات ()


Design By : Pichak