پست هجدهم - دانشجویان مهندسی صنایع دانشکده ایمنی شهید بهشتی
/center


دانشجویان مهندسی صنایع دانشکده ایمنی شهید بهشتی

من دلم می خواهد خانه ای داشته باشم پر دوست کنج هر دیوارش دوست هایم بنشینند آرام گل بگو گل بشنو...شرط آن داشتن یک دل بی رنگ و ریاست بر درش برگ گلی میکوبم روی آن با قلم سبز بهار مینویسم ای یار خانه ی ما اینجاست تا که سهراب نپرسد دیگر خانه ی دوست کجاست...

کسانی که ادعای دینداری دارید…...  

                 .

شما متهمید؛متهم به بری کردن من وهمفکران من ازدین تخدیری که برایمان وصف کردین

آن دینی که برخلاف وصف پیغمبرش که می گفت:دین رهیابی به سوی کمال است,مارا که

عقب بودیم به عقب تر راند.

ازکودکی که می خواستم نماز خواندن رابیاموزم,همان هنگامی که با صداقت و خلوصی

وصف ناپذیردر برابر خدا می ایستادم درست دراوج ارتباط کودکانه ام با خدا فریاد میزدی:

نمازت باطل شد ..چرا "ص"را"س" تلفظ کردی ؟؟ موهایت قدری دیده شد!!

من ازتو می پرسیدم چگونه نماز بخوانم و تو خیلی خوب آداب نشستن و برخاستن را به

من آموختی .ووقتی بزرگ شدم پرسیدم چرا این گونه نماز می خوانیم ؟ تو دیگر چیزی

برای گفتن نداشتی چون خودت هم نمی دانستی... . این نمازی که تو به من آموختی یک

ورزش تکراری است. بدون هیچ اثراخلاقی و اصلاح عملی که صبح و ظهر انجام میدهی

اما نه معنی الفاظ وارکانش را می دانی  نه فلسفه ی حقیقی و هدف اساسی آن را.

قرانی که دستت بود ؛ کتابی بود برای نخواندن , نه تو می دانی در چیست ونه من

توبا آن استخاره می کنی ؛ به جای انتخاب و تصمیم که کارانسان وارزش اوست. با این

کتاب بخت آزمایی می کنی ؟؟؟؟؟؟؟من این را فهمیدم که اگر به کتابی معتقدشدم که کتاب

هدایت است آن را بخوانم تا بافهمیدن نوشته های آن راه خوب وبد راپیدا کنم .چشمم را باز

کنم و  متنش را بخوانم نه این که چشمانم راببندم وشانسی لایش راباز کنم و کلمه اول

صفحه راست را بخوانم ......... من که یک دانشجویم اگر کسی با جزوه های درسی ام

چنین کند ناراحت می شوم. چون این را نوعی اهانت به نویسنده می دانم...............

 

 

 

 

 


آقا وخانم نصیحت گوی مذهبی اگربخواهی دینت رابرای یک تحصیل کرده امروز بیان کنی چه داری بگویی ؟؟برای کسی که انقلاب کبیر فرانسه راخوانده ونهضت های مترقی  را دیده چه داری عنوان کنی ؟ گفتی نهضت حسینی وبلافاصله پیامدهایش را گفتی             1- فواید معنوی : تعداد کسانی که به خاطر گریه کردن برای امام شفاعت می شوند بسیار است . 2- فواید معنوی : زواری که از شهرهای خود به کربلا می روند کالاهای شهر خودرابرده می فروشند اجناس جدید می خرند ...ویک نوع جریان اقتصادی ایجاد خواهد شد . گفتم این چه دینی است که اینقدر به تو تنگ چشمی و جهان بینی موشی داده که این مبادلات کوچک کالاچشمت را گشاد کرده ..بیا بروببین یکی از کمپانی های تجاری چین چه قدر در جهان واردات و صادرات می کند فقط برای این که ببینی مبادلات اقتصادی یک شهر در چه سطحی است .گفتم حسین کیه که تو هر سال خودت رابرایش به کشتن می دهی نذر می دهی تکیه برپا می کنی ..گفتی کسی بود که خودش را به کشتن داد تادر قیامت از امت جدش شفاعت کند .ای بابا من به دنبال قهرمانی هستم که مرا دراین دنیا نجات دهد..پس امام حسین که خودش رابه دم شمشیرسپرد برای احیای حق وعدل نبود برای این بود که من وتوبرویم هر کاری خواستیم بکنیم بعد قطره ی اشکی به خاطر اوبریزیم آنگاه جمیع گناهان ولو به اندازه کف دریا هاوریگ بیابان ها باشد بخشیده خواهد شد. (چه معامله ی ساده لوحانه ای ). تو حسین را نشناختی مرا هم منحرف کردی کاری کردی که امروز سنت شهادت رافراموش کنیم و به مقبره داری بپردازیم . عرض ارادت به هر کس که مقدسش می شماریم شده خرج میلیون ها دلار پول برای تعمییر صحن و حرم مگراینها همان کسانی نبودند که می گفتی در کمال سادگی زندگی میکردند  پس چرا خودت از مقبره ی آنها کاخ می سازی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟شاید نمی دانی شاید هم قصددیگری داری!!!!!!!!!!!!!!!                                                                                         گفتی اسام زنان رااکرام کردپیامبر درست همان موقعی که دختران رازنده به گور می کردند به پا خاست  و باآنها مقابله کرد. من خوب قبول دارم که رفتار اوبراساس اکرام زنان بود. امابازتو چه کردی ؟؟گفتی حجاب محرومیت نیست  من هم پذیرفتم ...........اماتوازاین حجاب سدی ساختی که از دین تو بیزارشوم.. چند سال پیش به قم رفته بودم واردحرم حضرت معصومه که شدم به دلیل ازدحام جمعیت چادرم ازسرم افتاد یکی از خانم های خادمی که آنجا خدمت می کرد مثل تیری که ازچله کمان دررفته باشد به طرف من آمد وبالحنی تند وزننده به من تذکرداد.باز گفتم این چه دینی است که طرفدار آن به خشن ترین شکل به خاطر کاری که نه جرم بودونه یک اشتباه با تو این طور برخورد می کند .فقط فکر کن اگربه جای من دخترجوان دیگری برای شناخت دین تو می آمد واین طوربااوبرخورد می کردی ؛ ازتو ودین تو فرار نمی کرد؟؟؟؟حالا منی که حدود شرعی راتمام وکمال رعایت نمی کنم شدم منحرف وتوی سروپاتقصیرهدایت کننده ی من؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!درپایان می خواهم به همه کسانی که مثل من فکر می کنند بگویم ؛ خدایی که اینها وصف کرده اندوواضع دینی است که بشریت راتخدیر می کند واز مسئولیت باز می دارد خدای اسلام نیست . من خود م به شناخت کامل نرسیده ام ولی همین رابس این طور که اینها می گویند نیست...........................

 

نوشته شده در سه‌شنبه ۱ امرداد ۱۳۸٧ساعت ٧:٠٠ ‎ب.ظ توسط مهشید نظرات ()


Design By : Pichak