عید و تولد سعید مبـــــــــــــــــــارک

 

 

 

 

 

 

 

 

عید سعید قربان و  تولد سعید( قربانش )

 مبارکـــــــــ

 

 

 

 

اینم هدیه تولدت چون میدونم از بچگی از اینا دوست داشتی

 

 

/ 66 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهشید

آقای رمضان زاده تولدتون مبارک .ان شالله 1000ساله بشین و به همه آرزوهاتون برسین وهمین جوری [هورا]بکشین[گل][گل][گل]

mohajer

روز مرگم هر که شیون کند از دور و برم دور کنید همه را مست و خراب از می انگور کنید مرد غسال مرا سیر شرابش بدهید مست مست از همه جا حال خرابش بدهید بر مزارم مگذارید بیاید واعظ پیر میخانه بخواند غزلی از حافظ

M.M

من همون جزیره بودم ، خاکی و صمیمی و گرم ، واسه عشق بازی موجها ، قامتم یه بستر نرم ... یه عزیز دردونه بودم ، پیشه چشم خیسه موجها ، یه نگین سبز خالص ، توی انگشتر دریا ... تا که یک روز تو رسیدی ، توی قلبم پا گذاشتی...!!! غصه های عاشقی رو ، تو وجودم جا گذاشتی... زیر رگبار نگاهت ، دلم انگار زیرو رو شد ، برای داشتن عشقت ، همه جونم آرزو شد. تا نفس کشیدی انگار ، نفسم برید تو سینه ، ابر و باد و دریا گفتن ، حس عاشقی همینه.

مددی

پیشه چشم خیسه موجه محمد جون به نظرت این جمله غلط املایی نداره؟

مددی

پیشه چشم خیسه موجها محمد جون به نظرت این جمله غلط املایی نداره؟

سارا

آقای رمضان زاده...تولدتون مبارک...[دست](واقعا شرمنده ام به خاطر این همه تاخیر...) زهرا جونم تولد تو هم مبارک...[هورا]

سعید

خانوم ها اویسی,زنگنه,اردستانی,نیکونژاد از لطفتون نهایت سپاس و تشکر رو دارم.و یه عذرخواهی باید داشته باشم,بابت این همه تاخیر که از شنبه تا حالا نتونستم بیام...[گل][خجالت]

سعید

خانوم مقدم بنده هم تولدتون رو تبریک میگم و برای شما آرزوی موفقیت و پیروزی در تمام مراحل زندگیتون دارم.شاد و پیروز باشید.[گل][هورا][دست]

سعید

"" خوس خیال کاغذی"" دستمال کاغذی به اشک گفت: قطره قطره ات طلاست یک کم از طلای خود را حراج می کنی؟ عاشقم با من ازدواج می کنی؟ اشک گفت: ازدواج اشک و دستمال کاغذی! تو چقدر ساده ای خوش خیال کاغذی توی ازدواج ما تو مچاله می شوی چرک می شوی و تکه ای زباله می شوی پس برو و بی خیال باش عاشقی کجاست! تو فقط دستمال باش! دستمال کاغذی دلش شکست گوشه ای کنار جعبه اش نشست گریه کرد و کریه کرد و گریه کرد در تن سفید و نازکش دوید خون درد آخرش دستمال کاغذی مچاله شد مثل تکه ای زباله شد او ولی شبیه دیگران نشد چرک و زشت مثل این و آن نشد رفت اگر چه توی سطل آشغال پاک بود و عاشق و زلال او با تمام دستمال های کاغذی فرق داشت چون که در میان قلب خود دانه های اشک کاشت عرفان نظر آهاری(نویسنده مطلب لیلی نام تمام دختران زمین است.)

سارا

اتفاقا مربوط میشد...! من براتون توی یاهو پیغام گذاشتم ولی مثل اینکه ندیدید... بابت دلخوری و سو تفاهم پیش اومده ازتون عذر میخوام...[لبخند][گل]