گروهان مهاجر

قابل توجه رجز خوانان :

اعضای این گروهان (گروهان مهاجر )  20 نفر می باشندکه  به دلایل امنیتی از بازگو کردن اسامی تعدادی از آن ها خوداری شده است...

این گروهان قصد دارد طی  عملیاتی شهادت طلبانه شهری را آزاد کرده و  به مردم آن شهر دوباره آسایش را برگرداند .

اعضای گروهان مهاجر :

1.         مهدی سلطانی : فرمانده گروهان  

                

2.       علیرضا درختی : فرمانده نیروی دریایی  ( شغل آینده طبق تست روانشناسی که از ایشان شده : ناخدا )

 

3.       علیرضا آخرت دوست : فرمانده نیروی هوایی ( مشکل اصلی ایشان : سوار شدن در مینی بوس )

 

4.      حمیدرضا مددی : مسئول قتل های زنجیره ای با سلاح سرد  ( سلاح مورد استفاده : توپ والیبال )

 

5.      مهرداد جاویدی: وزیر اطلاعات  ( مهارت : آمار گیری از افراد بدون دیدن آن ها )

 

6.      محمد حسین محسنی : مشاور وزیر اطلاعات  ( کار مورد علاقه : دستی کشیدن با ماشین , اون هم  ماشین مردم )

 

7.      سعید رمضان زاده : وزیر بازرگانی  ( شغل دوم : فروش کتب جنگی )

 

8.      علی جهانی : وزیر امور خارجه  ( هم اکنون در یکی از خوابگاه های تهران به سر می برد )

 

9.        فرهنگ پاکزاد : برنامه ریزی و طراحی عملیات ها

 

10.      محمد رضا پاشاپور ( معروف به آرین ) : مسئول تدارکات

 

11.      محمد باقر کاظمی : مسئول عملیات انتهاری ( علاقه مند به شعر و رفتن روی مین )

 

12.      محسن اسکندری : تک تیرانداز  

 

13.     امیر مروتی : مسئول اطلاع رسانی و مخابرات ( مهارت : پخش یک خبر در 30 ثانیه در محلی با جمعیت 1000 نفر )

 

14.     مصطفی غفاری و امین عباسی :  امور رایانه ای ( محل کار : سایت دانشکده سلامت و ایمنی واقع در حکیمیه یکی از مناطق دور افتاده ایران که هیچ راداری قابلیت تشخیص آن را ندارد )

 

15.     محمد جواد تقی زاده : واحد عقیدتی سیاسی

 

16.     علی اصغر صیادی : واحد پشتیبانی

 

17.     نادر و اردلان : یاران گمنام مهاجر

 

 

* گروهان مهاجر عملیات پیش خود را با رمز میگ میگ  با موفقیت به پایان رسانده  و  در فکر طراحی عملیات بعدی خود جهت فتح شهر هسایه می باشد هم اکنون اعضای این گروهان در یک خرپا ( جای شهید حاجی ستوده خالیه ) مستقر شده و در حال اندازه گیری نیرو و لنگر دشمن می باشند . 

/ 79 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
mohajer

صد البته از گشت نا محسوس سرکار خانم جنتی(رئیس هیئت نظارت و معاونت خطیر بلاگ) ممنونیم...... انصافا معاونت خیلی قوی بودید....[قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه]

mohajer

واما از مدیر عامل موفق و موثر بلاگ که انصافا اگر مدیریت ایشون نبود خانم ها ناتوان بودند, سپاسگذارم [چشمک] و برای تقدیر از ایشون یک عدد خودروی مرسدس بنز (عقبکش) تهیه شده که بعدا به ایشون تحویل می گردد.................... ولی بی انصافی نکنیم مدیر خوبی بوووودید.............[نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند]

الهي غريبم،غريب در كوچه هاي آشنايي بمردم من، ولي افسوس گرفتار در زندان زندگاني الهي دلتنگم ،دلتنگ حرفهاي بچه گانه مانده ام،مانده در بي راه هاي كودكانه الهي غصه دارم ،غصه از قصه هاي بچگانه گريه دارم، گريه از آن رفته هاي بي كرانه الهي دلي دارم به سر دارد دو چشمي در پي يار ز جنس نور است ولي مهو شب تار مرا آن دل كه خود دادي به سينه به سان يك گلستان است ولي خار الهي گشته ام پير از زمانه الهي تشنه ام بر آب ودانه الهي من كي اين من را فرستم كه گيرد از درت پيكي ز باده

مهاجر نیوز

علیرضا آخرت دوست : می مانم

فائزه

آقای سلطانی یه سوال داشتم ازتون دوست دارم عادلانه جواب بدین.......... این شعرای من که میگین بده چقدر بده؟یه کم بده یا اندازه ی فوتبال بازی کردن شما بده؟؟؟؟؟[قهقهه][قهقهه][قهقهه]

...... در ان لحظه که می پژ مرد و می رفت و لختی عمر جاویدان هستی را به غارت با شتابی اشنا می برد و می رفت در ان پرشور لحظه دل من با چه اصراری تو را خواست و می دانم چرا خواست و می دانم که پوچ هستی و این لحظه های پژمرنده که نامش عمر و دنیاست اگر باشی تو با من خوب و جاویدان و زیباست

از تهی سرشار جویبار لحظه ها جاریست چون سبوی تشنه کاندر خواب بیند اب و اندر اب بیند سنگ دوستان و دشمنان را می شناسم من زندگی را دوست می دارم مرگ را دشمن وای اما-با که باید گفت این؟-من دوستی دارم که به دشمن خواهم از او التجا بردن جویبار لحظه ها جاری....

صدم غم هست اما همدمی نیست وگر یک همدمم باشد غمی نیست هزاران رازم اندر سینه پژمرد دریغا و دریغا محرمی نیست خمارالودم اما ساغری نه سراپا ریشم اما مرهمی نیست گنه ناکرده بادافره کشیدن خدا داند که این درد کمی نیست نصیحت ناپذیر و حرف نشنو دلی دارم که بی محنت دمی نیست خوشا بی دردی و شوریده رنگی که گویا خوش تر از ان عالمی نیست....

بهر امد پریشان باغ من افسرده بود اما به جو باز امد اب رفته ماهی مرده بود اما

فائزه

این هم چند شعر برای دوستداران اخوان ثالث[گل]