نسل نور

خود را چو ز نسل نور می نامیدند

رفتند و به کوی دوست آرامیــدند


:razz:  :razz:  :razz:

سیراب شدند زان که در اوج عطش

آن حادثـه را ، به شـوق آشامیــدند


/ 6 نظر / 4 بازدید
...

هنوزم باسم جای سواله که وقتی مردم رو میبینم که اینقدر با شور و حرارت و جوانا با اشتیاق میگن بریم هیییت و سینه زنی و زنجیر زنی آیا واقعآ چیزی به اسم عشق حسینی دارن یا صرفآ چون تفریح و سرگرمی ندارن و از دور هم بودن انجام فعالیت جمعیی که کل جامعه تاییدش میکنه لذت میبرن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

.

بهتر است ما به بهترین ها بنگریم!!! بهتر است ما اول از خودمون شروع کنیم به خود سازی...شاید همه خودسازی کردند و عاشقند و فقط من تو این وسط سرمون بی کلاه مونده..........

مددی طائمه

یه کتاب حل المسائل مبانی احتمال اشتباهی اومده تو کیف من واسه کیه؟

فرهنگ

آقا راستی جریان اینکه فنی حرفه ای داره تو دانشگاه ها یه سری کلاس آموزشی نرم افزار پریماورا.سالید ورک و متلب!برگزار میکنه چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟تو دانشگاه ماهم هست؟؟؟

mohajer

به قلاده ی نفس گشتم اسیر شدم زار و شرمنده و سر به زیر تهی دستم و بی نوا و فقیر مرا کس نخواند ذلیل و حقیر مقامم بُوَد بس بزرگ و خطیر امیری حُسَینٌ وَ نعِمَ الامیر حسین ازکرم انتخابم کند غلام غلامش خطابم کند گدای در خود حسابم کند بهشتم بَرَد یا عذابم کند به عشقش اسیرم اسیرم اسیر امیری حُسَینٌ وَ نعِمَ الامیر خیالش زمن دلربایی کند غمش دردلم خودنمایی کند نوایش مرا نینوایی کند ولایش مرا کربلایی کند بدانند خلق از صغیر و کبیر امیری حُسَینٌ وَ نعِمَ الامیر منم عار او، او بود یارمن زلطف و کرامت، خریدار من نبودم که او بوده دلدار من غمش شد انیسِ دل زار من از آن دم که مادر مرا داده شیر امیری حُسَینٌ وَ نعِمَ الامیر اگر چه گنه کار و آلوده ام به خاک مزارش جبین سوده ام دمی بی ولایش نیاسوده ام گرفتار و دلداده اش بوده ام از آن دم که آب و گلم شد خمیر امیری حُسَینٌ وَ نعِمَ الامیر زخون جگر پاکِ پاکم کنید سپس عاشق سینه چاکم کنید به تیغ محبت هلاکم کنید به صحن ابوالفضل خاکم کنید که خاکم دهد بوی مشک و عبیر امیری حُسَینٌ وَ نعِمَ الامیر به زخم جبین پیمبر قسم به رخسار خونین حیدر قسم ب

سعید

سر به دیوار می زنم از لج تو می شینم زار می زنم از لج تو حالا که عشقم و حاشا می کنی همه جا جار می زنم از لج تو می دونی با طعنه هات خون به دل ما می کنی می میرم از غم تو بازم تماشا می کنی تو که می مردی اگه حرف جدایی می زدم حالا با دست خودت حکمشو امضا می کنی سر به دیوار می زنم از لج تو می شینم زار می زنم از لج تو حالا که عشقم و حاشا می کنی همه جا جار می زنم از لج تو تا کجا می خوای بری این کوچه بن بسته عزیز دیگه از لج بازیات دارم میشم خسته عزیز اگه من ساقی بشم توبه ز مستی می کنی ماه بشم از لج من سایه پرستی می کنی سر به دیوار می زنم از لج تو می شینم زار می زنم از لج تو حالا که عشقم و حاشا می کنی همه جا جار می زنم از لج تو