داستان عشق ...................................................

دختری بود نابینا
که از خودش تنفر داشت
که از تمام دنیا تنفر داشت
و فقط یکنفر را دوست داشت
دلداده اش را
و با او چنین گفته بود
« اگر روزی قادر به دیدن باشم
حتی اگر فقط برای یک لحظه بتوانم دنیا را ببینم
عروس حجله گاه تو خواهم شد »

***
و چنین شد که آمد آن روزی
که یک نفر پیدا شد
که حاضر شود چشمهای خودش را به دختر نابینا بدهد
و دختر آسمان را دید و زمین را
رودخانه ها و درختها را
آدمیان و پرنده ها را
و نفرت از روانش رخت بر بست

***
دلداده به دیدنش آمد
و یاد آورد وعده دیرینش شد :
« بیا و با من عروسی کن
ببین که سالهای سال منتظرت مانده ام »

***
دختر برخود بلرزید
و به زمزمه با خود گفت :
« این چه بخت شومی است که مرا رها نمی کند ؟ »
دلداده اش هم نابینا بود
و دختر قاطعانه جواب داد:
قادر به همسری با او نیست

***
دلداده رو به دیگر سو کرد
که دختر اشکهایش را نبیند
و در حالی که از او دور می شد گفت


« پس به من قول بده که مواظب چشمانم باشی »

/ 99 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مددی طائمه

من نظرم اینه که یه بار دیگه واسه تاکید تولد وبلاگ رو تبریک بگیم بلکه چندتا نظر اضافه شه

حمید

مثل اینکه استاد کریمی به عنوان استاد نمونه دانشکده ما راهی المپیاد جهانی شده . [زبان] استاد موحد نیز به عنوان کوشاترین استاد شناخته شده .[چشمک]

آذر

چرا نمره های مبانی نمیومد؟؟[ناراحت](البته از نوع تجدید نظر شده...)

آذر

چرا نمره های مبانی نیومد؟؟[ناراحت](البته از نوع تجدید نظر شده...)

M**J

مثل اینکه خانم فتحی خیلی برای شاگرد اولیشون بی تابی می کنن!!..........ولیکن باید خدمتشون عرض کنم که این مقام خودش رو میزبان آقای علیـــــــــــــــــــــــرضا درختــــــــــــــــــــی می دونه [دست][هورا][زبان] علیرضا باید شیرینی رو آماده کنی![خوشمزه][عینک]

mohajer

جوک های خانم اردستانی خیلی سرگرم کننده ست....[نیشخند] علیرضا شاگرد اول بی رقیب..........(اصلا باهاش حال نکردم) مثل اینکه حمید خیلی با مزه شده....[چشمک]

آذر

دیگه این ترم گفتیم بزار بچه مچه ها حالشو ببرن...[شوخی](نه که ترمای قبل شاگرد اول میشدم...)

زهرا

سلام دوستان من به این نتیجه رسیدم تنبل ترین استاد این کسری صدریه چرا نمره زبان نمیاد؟؟؟؟ واسه معدل خیلی تعیین کننده اس[کلافه][کلافه][کلافه]

محمدباقر

مورد یکی از پست های وبلاگ باید بگمکه : حمید جون سرگرمی و خنده خیلی خوبه ولی ارزش اینو نداره که آدم یه پست بزاره که پشت سر یکی غیبت بشه!! من واقعا تعجب میکنم که چرا ...؟؟؟؟؟؟ من پیشنهاد میکنم این جور خنده ها و گله هامونو تنو دلمون نگه داریم بهتره.... من با حذف این پست موافقم؟؟؟!!!نمی خوام ناراحتتون کنم ولی همه چی که خنده و گرم شدن وبلاگ نیست[سوال]

مددی طائمه

با منی تو شادی سختی فردا رو بگو پا تختی