نوروز89

باز کن پنجره ها را ای دوست

هیچ یادت هست؟

که زمین را عطشی وحشی سوخت؟

برگ ها پژمردند؟

تشنگی با جگر خاک چه کرد؟

هیچ یادت هست

توی تاریکی شبهای بلند

سیلی سرما با تاک چه کرد؟

با سر و سینه گلهای سپید

نیمه شب باد غضبناک چه کرد؟

هیچ یادت هست؟    

حالیا معجزه باران را باور کن

و طراوت را در چشم چمنزار ببین

و محبت را در روح نسیم

که در این کوچه تنگ

با همین دست تهی

روز میلاد اقاقی ها را جشن میگیرد

خاک جان یافته است

تو چرا سنگ شدی؟

تو چرا اینهمه دلتنگ شدی؟

باز کن پنجره ها را

و بهاران را باور کن

(فریدون مشیری)

سلام بر همکلاسی های خوبم.ابتدا اجازه میخوام که سال نو را به همگی تبریک بگم و آرزو کنم که سال گذشته هر جوری که بود سال آینده از اون خییییلی بهترتر باشه و در پایان هم از خانوادم تشکر میکنم که مشوق اصلی من بودن و همینطور از شما که منو به وبلاگتون دعوت کردید(شرمنده تاثیر برنامه های تحویل ساله ...)

حالا بریم سراغ گپ و گفتگوی نوروزی.....

تا حالا فکر کردید که اگر بخواهیم  برای عید توی دانشکده و بدون دسترسی به بیرون یک هفت سین بچینیم چه سین هایی باید سر سفره بگذاریم؟؟

پنج تا از سین ها رو من نوشتم اما هر چقدر فکر کردم دو تای آخر به ذهنم نرسید...میشه کمکم کنید و اون دوتا رو شما بگید؟؟

١-سوسک:نماد حیات و زندگی(به جای ماهی و حتی الامکان به صورت زنده در سفره قرار میگیرد)

٢-سوت(متعلق به آقای رضایی پور):نماد عدالت و قضاوت عادلانه

٣-sms :نماد ارتباط و دوستی(ور‍ن جدید صله رحم)

4-سوهان(منظور سوهان کارگاه ماشین افزار است):نماد مبارزه با مشکلات بزرگ و ممارست در ازبین بردن آنها

5-سال بالایی(حتی الامکان سال آخری):نماد تلاش برای کسب علم و دانش

6و7 -؟؟؟؟؟

/ 43 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کاظمی

976-6-1=969

کاظمی

سلام خانم اویسی چه جالب..[تعجب]

فرهنگ

ای بابا خواهر اویسی الان ازم فقط یه پوست و استخون مونده... این چند وقتی هم که نبودم خودمو تنبیه کرده بودم [ناراحت]دیدم همه ی وقتمو پای کامپیوتر و اینترنتم ... رفتم کمپ ترک اینترنت[زبان]

مددی

ای بابا خواهر اویسی ما که بزرگیم تو کف یه عیدی هستیم دیگه هیچکس منو دوس نداره که بهم عیدی بده بیا و خواهری کن در حق من و یه عیدی بده دیگه

مهندس علیرضا درختی جوشقانی

[نیشخند]خواهر اویس من هنوز جوونم[نیشخند]...................... کلی آرزو دارم.........[خرخون][خرخون] قصد شوم مسوولیت آوره[تعجب][تعجب].........نه من از این قصدا ندارم[وحشتناک][وحشتناک]........... [نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند]

مهندس علیرضا درختی جوشقانی

حمیدرضا خجالت نمی کشی!!!!![عصبانی] [وحشتناک] خوب اگه به ما عیدی می دی باید به خانوما هم عیدی بدی.............[نیشخند][وحشتناک] یالا عیدی بده................................[عینک]

سارا

سلام برادر کاظمی...چی چه جالب؟؟؟[متفکر] با اینکه خیلی دوست دارم توی دوران دانشجویی یه بزم عروسی نصیبمون بشه اما توی این یه مورد با برادر جوشقان موافقم...خیــــــــــــــــــــــلی زوده...[عینک] برادر مدد...میترسم غرورتون جریحه دار بشه با این عمل...خیلی افت داره براتون از زن جماعت عیدی بگیرین...[نیشخند]عوضش اگه به بچه های کلاس عیدی بدین یه مردی عجیبی رو به نمایش گذاشتین...با این عمل ما هم قول میدیم از رشادت و مردانگیتون پیش همه تعریف کنیم.....[مغرور]

کاظمی

واهر اویسی اومدم وب سر بزنم[نیشخند] نظرات و خوندم تا خواستم نظر لبدم دیدم دو نظر اضافه شده (اون نظرات مال شما بود) گفتم عجب ساعت 1 شب شما هم اینجایید ؟؟؟ ولی دیگه شما نظر و داده بودیدو رفته بودید....

مهندس گوگولی

کلاس چه جو سنگینی داره واقعا.............[تعجب][تعجب][تعجب][تعجب][تعجب][تعجب]

سارا

ای بابا برادر جوشقان...چرا سنگین؟؟؟؟؟[تعجب] ما که متوجه چیزی نشدیم...خدا نکنه جو بهمنی جماعت سنگین بشه...[مغرور]