یک روز استادی رو به شاگردان خویش کرد و یک شیشه ی خالی را به آنها نشان داد.بعد داخل آن شیشه را با شن پر کرد و رو به شاگردان کرد و گفت آیا این شیشه پر است؟و همه با صدای بلند گفتند بله.استاد بر روی شن ها ماسه ریخت به طوری که همه ی فضا های خالی بین شن ها پر شدو دوباره به شاگردان خودش گفت آیا این شیشه پر است؟همه با اطمینان بیشتر گفتند بله.استاد برای بار سوم در شیشه آب ریخت و شن ها و ماسه ها فروکش کردند و باز هم همه دیدند که شیشه فضای خالی دارد!!!

شاگردان همه در این فکر بودند که منظور استاد از این کار ها چیست که استاد یک شیشه ی دیگر برداشت و از ابتدا با ماسه و آب آن را پر کرد.این بار هم به شاگردان نگاه کرد و گفت آیا این شیشه پر است؟؟؟همه با تعجب نگاه میکردند و استاد سعی کرد که شیشه را با شن پر کند ولی نمیشد.

استاد رو به شاگردان کرد و گفت:زندگی مثل این شیشه میماند.ماسه وآب مثل فرعیات زندگی و شن کار های اصلی هر کس در زنگیش است.اگر زندگی را با کار های اصلی پر کنیم همیشه جایی هم برای کار های فرعی می ماند ولی آگر سراسر زندگی با کار های فرعی پر شود دیگر جایی برای کار های اصلی نمیماند!!!تعجبچشمک

/ 6 نظر / 7 بازدید
مهندس علیرضا

چقدر قشنگ بود..... کلی پند گرفتم....واقعا جالب بود....کاش ما هم از این استادها داشتیم[لبخند]

mohajer

خوب بود...................

محمدكاظم

در مورد مطلب بايد بگم كه عالي بود. كاش وقت داصتيم كه در مورد اصل ها و فرعي هاي زندگي هم نظر بديم.

محمد كاظم

همكلاسيان عزيز بالاخره اين سال از زندگيمون هم گذشت و احتمالا به سلامتي همه خانه تكاني دروني و سفرها خواهيم داشت ،من كه بيشتر از همه به اين تحول ها نياز دارم. خواستم بگم كه ما مسلمانيم بخشش و گذشتن از تقصيراث كوچك و بزرگ همديگه در آداب و فرهنگ ماست. خلاصه،بگم كه من فكر مي كنم باعث ناراحتي خيلي ها شدم و در درون خودم نيز خيلي از خودم ناراحتم!(حلالم كنيد) شايد تا يك ماه فرصت نكنم به وبلاگ سر بزنم و تو جمع باشم! تولد ي اگه هست تو اين روزها تبريك ميگم. اگه ديدار قسمت بود كه شكر واگر قسمت نبود حلالمون كنيد.

محمدكاظم

عيد نوروز 88 بر همگي مبارك هم زبانلار بايرام مبارك

M**J

وخداحافظي غمگين‮ترين شعر جهان است.... نمي‮توانم چيزي بسرايم. نمي‮توانم با آن‮ها خداحافظي کنم. لحظه‮ها و ثانيه‮ها براي من مهم‮اند مثل ميراث به‮جا مانده از يک قوم مثل شبح رفتگان و خاطرة ماندگان. هيچ چيز نبايد فراموش بشود. هيچ نکته‮اي از آن دقايق حتي به غفلت نبايد در پس ابهام باقي بماند. اين کار سختي است و بعضي‮ها معتقدند امري است محال.... با اين‮همه سال‮هاي گذشته مثل يک آواز موهوم در دل باد يا يک برگ خشکيده در خروشاني رودخانه هر چند ناچيز هرچند مبهم، حک شده در دل آشوب زدة من....